شدت يافتن بيمارى حضرت رسول اكرم(ص)
حضرت چون سخن آنان را شنيد غمگين شد و با حال نا مساعدى كه داشت برخاست و دست بر دوش
على(عليه السلام) و فضل بن عباس نهاد، با نهايت ضعف و ناتوانى پاهاى خود را مى كشيد تا به مسجد
رسيد، ديد ابوبكر در محراب ايستاده و نماز مى خواند، حضرت(صلى الله عليه وآله) با دست مبارك اشاره
كرد عقب بايست و خود داخل محراب شد و نماز را از سر گرفت پس از اتمام نماز به منزل تشريف آورد و
مدهوش شد مسلمانان گريستند حضرت(صلى الله عليه وآله) چشمان مبارك را باز كرد و فرمود: كاغذ و
دواتى بياوريد تا براى شما نامه اى بنويسم تا بعد از من گمراه نشويد، يكى از اصحاب خواست تا كاغذ و
دوات بياورد دوّمى گفت: برگرد كه اين مرد هذيان مى گويد و كتاب خدا ما را كفايت مى كند.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- حوادث الايام، صفحه 67.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۸۸ ساعت 8:9 توسط م.طاهری
|