پيامبر(صلى الله عليه وآله) از دشمنى منافقان با على(عليه السلام) خائف بود، «خداوند رسول خدا را از شرّ آنها در امان قرار داد و در تبليغ اين رسالت در همان محل تأكيد نمود»، تا اين كه آن جماعت به شهرهايشان متفرق نشده اند بشنوند واتمام حجت شود.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) مسلمين را امر فرمود: آنها كه رفته بودند برگردند. و آنها كه در عقب مانده اند برسند، به دستور پيامبر(صلى الله عليه وآله) از سنگها يا از جهاز شتر منبرى درست كردند، پيامبر(صلى الله عليه وآله) به بالاى آن تشريف برد و على(عليه السلام) را همراه خود نيز بالا برد و در طرف راست خويش نگاه داشت، بنابر بعضى از تواريخ 125000 نفر جمعيت بودند، حضرت خطبه اى بيان فرمود و از وفات خود خبر داد و فرمود: اِنّى تاركٌ فيكُمُ الثَقَلين، ما اِنْ تَمَسَكْتُمْ بِهِما لَنْ تَضِلّوا، كتابَ اللّهَ وَ عِتْرَتى اهلَ بَيتى فَانَّهُما لَن يَفْتَرِقا حَتى يَرِدا عَلَىّ الحَوضَ «در ميان شما دو امانت سنگين يا نفيس مى گذارم مادامى كه به آن دو چنگ زده ايد گمراه نخواهيد شد و آن دو قرآن و عترت من است كه از يكديگر جدا نمى شوند تا نزديك آب كوثر بر من وارد شوند.
پيامبر(صلى الله عليه وآله) ضمن خطبه اى با صداى بلند ندا فرمود: آيا من اولى به نفس شما نيستم؟ عرض كردند بلى، حضرت فرمود: مَنْ كُنْتُ مَولاه فَهذا عَلىٌّ مَولاه «هر كه من مولاى اويم على مولاى اوست»، خدايا دوست دار دوست على را و دشمن بدار دشمن على را; بعد از اتمام خطبه اين آيه شريفه نازل شد: «اَلْيَومَ اَكمَلْتُ لَكُمْ دينَكُم وَ اَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتى وَ رَضيتُ لَكُمُ الاِسْلامَ دينا.» «امروز دين شما را كامل كردم و نعمتم را بر شما تكميل نمودم و اسلام را به عنوان آئين جاودان شما پذيرفتم».
ناگفته نماند كه حديث الثقلين را بزرگان علماء مذاهب مختلفه اسلامى در گذشته و نزديك در كتب خود اعم از صحاح و سنن و مسانيد و تفاسير و سير خود ضبط كرده اند.(1)
________
1- حوادث الايام، صفحه 291.