شهادت جناب زيد بن على بن الحسين(عليه السلام)
هشام فرستاده شده بود، شد. پس از شروع جنگ بسيارى از اصحاب زيد بيعت را شكستند و فرار كردند
و زيد با سپاه اندكى كه برايش باقى مانده بود با سپاه يوسف بن عمر به جنگ پرداخت تا شب فرا رسيد
و هر دو لشكر از جنگ دست كشيدند.
بدن زيد زخمى شده و تيرى نيز بر پيشانيش خورده بود. طبيبى آوردند تا تير را از پيشانى وى درآورد;
همين كه تير را از پيشانى وى درآوردند، روح شريف ايشان به عالم بقاء پرواز كرد. سپاهيان پيكر ايشان را
برداشتند و در نهر آبى دفن نمودند و قبرش را از خاك و گياه پر نمودند و آب بر رويش جارى ساختند و از
طبيب خواستند تا به كسى چيزى نگويد. وقتى صبح شد طبيب نزد يوسف بن عمر رفت و جاى دفن را
نشان داد. يوسف پس از سه روز قبر را شكافت و جنازه او را بيرون آورد، سرش را جدا كرد و براى هشام
فرستاد. هشام دستور داد تا زيد را برهنه به دار آويزند، لذا او را در كناسه(جائى در كوفه) برهنه به دار
آويختند. پس از مدتى هشام به يوسف امر كرد كه: بدن زيد را در آتش بسوزاند و خاكسترش را به باد
دهد.
بنا به نقل شيخ مفيد(رحمه الله) شهادت ايشان در سال 121 هجرى قمرى در سن 42 سالگى رخ داده
است.
ناگفته نماند فرقه زيديه خود را اتباع زيد مى دانند و پس از امام زين العابدين(عليه السلام) به امامت او
قائلند و آنها بر اين عقيده اند كه هر علوى فاطمى كه عالم و زاهد و شجاع باشد و با شمشير به جنگ
بپردازد و مردم را دعوت به اسلام كند او امام است.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1-حوادث الايام، صفحه 54.